محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5220

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« ضبى را ننگى هست كه مخفى نمىماند « آن را همى پوشاند اما پرده بر مىافتد « قسم به دينم كه اگر ابو خديج « خانه را بنيان نهاده بود ، هرگز ويران نمىشد . » گويد : وقتى از پس مهدى ، هادى به خلافت رسيد ، سلم بن عمرو خاسر دربارهء وى شعرى گفت به اين مضمون : « موسى توفيق خلافت و هدايت يافت « و امير مؤمنان محمد در گذشت . « آنكه فقدان وى همهء خلايق را غمين كرده در گذشت و آنكه هر كه را تفقد كند بس باشد ، پا گرفت . » ( 225 و هم او شعرى گفت به اين مضمون : « وقتى موسى نمايان شود « شاهان در قبال وى نهان شوند « همانند ستارگان در مقابل نور خورشيد « به هنگامى كه طالع شود . « هيچكس از مخلوق نيست كه ماه و جلوهء آن را « ببيند و تواضع و اطاعت نيارد . » و هم او گفت : « اگر موسى از پى پدر خويش خليفه نبود « مردم براى مهدى خويش جانشينى نداشتند « مگر نمىبينى كه قوم اميان به آبگاه در ميشوند « و گويى از كناره هاى دريا آب مىگيرند « از دو كف شاهى كه عطاى وى عام است .